شیرینی وصـــــــال

نسیم مردان دوکوهه

 
شعر کبوتر حرم شدیم
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٠
 

* کبوتر حرم شدیم * 

 

آقا مثل اینکه به مشهدت رسیدیم

آروم آروم به بهشت رسیدیم 

کم کم آماده می شیم بیایم زیارت

همگی به سمت گنبدت پریدیم

آسمون چه زیباست ، دنیا چقدر قشنگه

آخه با بالمون ، به سمتتون دویدیم

خستگی راه تو تنم نمونده

چون همگی به عشقمون رسیدیم

آی بچه ها اونجا رو نگاه کنید

مثل اینکه  پیش سلطان رسیدیم

السلام ای خوب خوبا ، آقا جون

می بینی با  اشکامون  رسیدیم

معتکف حرم شدیم چه زیباست

دور سقاخونتون پریدیم

با اجازه روبروت می شینیم

خیلی وقته مث این روزو ندیدیم

شروع شد صحبتای قشنگم

خیلی وقته سلطان ، حرمو ندیدیم

تو رو خدا آقا ،منو از خودت نکن جدا

آخه ما بهتر از تو نــدیدیم

بخدا مریض دارم ،گـــره دارم

جون من ، یه کاری کن ، که تو خوابم ندیدیم

اصلا اینا ولش کن داشت یادم می رفت

می دونی هنوزم کربـلا رو ندیدیم

آره جا موندم از حرمش ، از تربتش

هنوزم بوسی از ضریحش نچیدیم

آقا جون میگن برات کربلا می دی

برای اونه که ما زود پریدیم

می دونم تو دفترم سال دیگه می نویسم

دیدی آخر به دست سلطان ،کربلا رو ما دیدیم 

 

از دل برآمد - یا علی