شیرینی وصـــــــال

نسیم مردان دوکوهه

 
سیر صعودی داشتم
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠
 

درگیر دنیا بودم و سیر نزولی داشتم

پرونده ی اعمال خود بذر گناه می کاشتم

 

شمع دلم خاموش بود و راههایم بسته بود

در نزد خود سالهای سال  سنگ سیاهی داشتم

 

غم می رسید دنیا را آتش می کشید

چون تباهی و سیاهی در توشه ام من داشتم


از بدی روزگار  در محضر آن شهسوار

جای جای این زمین  من یک گناهی داشتم

 

آتشی آمد دلم آتش گرفت

از همه آنرا نهان می ساختم

 

بحر سنگ آتش دگر سامان نداشت

چون که ابلیس را در دلم من کاشتم

 

آذرخشی بر دلم تابیده شد!!

مثل اینکه در گِلم عطری معلا داشتم !!

 

بوی یاس  در خاک من جانی گرفت

نم نمک باران گرفت  گَل کاشتم

 

شد نوایی دل حزین و اشکبار

کاش که من  علمدار سپاهی داشتم


این حسین بود که تو را می زد صدا

جان برادر   خیمه گاهی داشتم

 

اشک از دیده ی دل جانی گرفت

آب شد سنگ سیاه   برخواستم!

 

ای امیــــر باکرم جانــــی بده

شب توسل بر شما من داشتم

 

دست خالی بر مگردان این رو سیاه

با دعــــای زهرا مادرت   برخواستم

 

جان بی بی فاطمه دستم بگیر

بر در درگاه حق  رزقی اعظم داشتم

 

از دلم ابلیـــس را بیــــرون کنم

حضرت سقا  مِهر شما را کاشتم

 

نوکریش بر دلم سرلوحه شد

بر لبم اسم حسین را داشتم

 

حضرت سقا   مرامت پیش گیر

تا ابد خشتی گران  من ساختم

 

((جامانده))ام جامانده ی کرب و بلا

کاش که من بال گرانــــی داشتم

 

 

از دل برآمد - التماس دعا

یا علی