شیرینی وصـــــــال

نسیم مردان دوکوهه

 
ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۱
 

شاهی و خانه ات کرم خانه شده    

روزی همه به دستت آماده شده

 از روی کرم نگاه به بیچاره بکن    

بنگر لحظه افطار این دلم آماده شده

 

 

 

فرارسیدن ولادت با سعادت کریم اهل بیت ، حُسن طه

حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام

بر همگان مبارکبارد .

 

 از دل برآمد - یاعلی -التماس دعا


 
 
یا زهرا سلام الله علیها
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱
 

شهادت جانسوزه مادر خوبیها فاطمه زهرا تسلیت





ای کاش فدک این همه اسرار نداشت/ای کاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این بود/ای کاش در سوخته مسمار  نداشت


 
 
شهدا
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠
 

گفته اند شما رفته اید ولی نیست این گفته درست

بار این دنیا بسته اید ولی نیست این گفته درست

شما در میان ما همان زنـــــدگان مشــــــهورید

گره کار ما روزی شود به دست شما درست


 
 
سال نو در کنار شهدا
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ اسفند ۱۳٩٠
 

پیشاپیش به تمامی دوستان عزیز

فرارسیدن سال نو

را تبریک عرض می نمایم .

 

 

در کنار شما سال من تحویل می شود

بر سر راه شما این دلم تسخیر می شود

تا ابد و تا به آسمان رفتنم ای شهدا

تحویل سال من با دل شما تنظیم می شود


از دل برآمد - یا علی


 
 
دو بیتی شهید
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠
 

یک چفیه پر از بهار باور کردم
موسیقی انتظار باور کردم
من عاشقی تو را به روی مین ها
در لحظه انفجار باور کردم


 
 
دوبیتی حضرت رقیه سلام الله علیها
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠
 

با شیون و اشک و ناله بر می گردند

رفتند، چو یاس و لاله بر می گردند

در قافله جای آفتابی خالی ست

افسوس که بی سه ساله بر می گردند


 
 
دوبیتی حضرت عباس علیه السلام
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠
 

ای چشم تو بیمار ، گرفتار ، گرفتار

برخیز چه پیشامده این بار علمدار

گیریم که دست و علم و مشک بیفتد

برخیز فدای سرت انگار نه انگار

فاضل نظری


 
 
خادم الارباب
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠
 

کاش می مردم ، می سوختم ، می شکفتم در میان آتش ها

از دلم بر می آمد ، می خواستم ، می گفتم در وسط شعله زارها

شاید از جور و جفا ، ولی من بودام  سینه زن و گریه کن خون خدا

کمتر از آن خطا کارم که زد فقط آتشی بر زیر همان دیگ غذا؟

 

از دل برآمد - التماس دعا


 
 
دوبیتی حضرت زینب سلام الله علیها
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠
 

در مقابلت باد و طوفان و سختی ها

در پشت سرت گریه و غم و تلخی ها

کاش می شد که می گفت زینب(س) به همه

کاروان اسرا ، یک زن و این همه زخمی ها

ازدل برآمد - التماس دعا


 
 
دو بیتی حضرت عباس علیه السلام
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠
 

نسیم یاس و احساس و عباس می آید امشب

بوی اشک و دست و مشک و طفلی حساس می آید امشب

بر لب رسیده جانم ، ولی حیف لبم خشکیده باشد ای عمو

قطره ای آب رسان ، از عطش خشکیده اشک چشمم ای عمو

از دل برآمد

یا علی - التماس دعا


 
 
جاماندیم
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠
 

آنان که کربلا  از جنگ با خصم جاماندن

تا ابد ناله داشتن و به شهدا حسرت خوردن

همین گشت روزگار تلخ ما ، ای آقا

شهدا رفتند و کار ما شده حسرت خوردن

 

از دل برآمد - یاعلی


 
 
دوبیتی حضرت رقیه - سلام الله علیها
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠
 

آه ای عمه، پاهایم چقدر درد می کند

صورتم ، دستم ... همگی درد می کند

یعنی ای عمه، می شود دوایی برایم بیاوری

نه ، نه .... راستی ،خیلی موهایم درد می کند

 

از دل برآمد - التماس دعا


 
 
دوبیتی محرم
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠
 

علیرضا قزوه

دلم دریاچه ی غم شد دوباره
قد آیینه ها خم شد دوباره
صدای سنج و دمام اومد از دور
بخون ای دل محرم شد دوباره

***

بخون ای دل که دشتستون صدا شه
کمی فایز بخون دردم دوا شه
ملایک نوحه خوانان حسینند
بخون والله خدا هم از خداشه

مرتضی شاهمندی

محرم آمد و دلها غمین شد                   غم و عشق وبلا با هم اجین شد

حسین آماده بهر جانفشانی است             دوباره فاطمه قلبش حزین شد

مریم توفیقی

ضریح تو داره عطر گل یاس 

 نوازش های دستت میشه احساس 

 کی میدونه آقا پر میشه شاید.

شبا سقا خونه ات با مشک عباس ...  

 

جلیل صفربیگی

ان روز حسین یک صدا زینب بود

آیینه ی غیرت خدا زینب بود

زینب زینب زینب زینب زینب

آن روز تمام کربلا زینب بود

 

***

آن روح زلال و صیقلی زینب بود

آیینه ی غیرت علی زینب بود

هر چند امام و مقتدا بود حسین

پیغمبر کربلا ولی زینب بود

محمد روحانی (نجوا کاشانی)

(هفتاد و دو گل)

جانـت بـه کــویــر  تفتــه دریـا بخشید 

هفتاد و دو گل ، به  متن صحرا بخشید

بـــا جلـــوه ی کــربـلای عـاشـورایی

خـون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشید

 

***

( زمزمه ) 

تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست

این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست

ازنـالـه ی  نـیـنــوای یـاران  حسـیـن

همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست

 

جلیل صفر بیگی

انگار تمام شهر تسخیر شده

بنگاه فروش غل و زنجیر شده

از چارطرف حرمله ها آمده اند

بازار پر از نیزه و شمشیر شده

 

***

سجاده به دوش ها همه آمده اند

آن حلقه به گوش ها همه آمده اند

ذی الحجه و مکه و محرم نزدیک
شمشیر فروش ها همه آمده اند

 

***

 

فریاد حسین را شنیدیم همه

از کوفه به سوی او دویدیم همه

رفتیم به کربلا ولی برگشتیم

از شمر امان نامه خریدیم همه

 

جواد منفرد

چشمان زمین دوباره تر خواهد شد

ماه از سر شب بدون سر خواهد شد

تاریخ دوباره به خودش می لرزد

شق القمری بزرگتر خواهد شد

***

خورشید نشسته بر درت ای کوفه

غافل شدی از دور و برت ای کوفه

امروز فرات را به رویش بستی

ای خاک دو عالم به سرت ای کوفه

***

این نیزه مرا به عشقتان میدوزد

در عمق وجود شعله می افروزد

امسال اگرچه در زمستانم باز

از بردن اسم تو لبم می سوزد

سعید حدادیان

العطش

 حرف دل آب را کجا می زد مشک

سرتا سر کربلا صدا می زد مشک

 

تیری آمد به قلب عباس (ع) نشست

چون طفل رباب دست و پا می زد مشک

 

جواد منفرد

یاد آور لحظه های دردند عمو

شبهای اسیری ام چه سردند عمو

دیشب سر نی فقط سرت را دیدم

آغوش تو را چه کار کردند عمو؟!

 

مریم حقیقت

زمین دشت شقایقهای پرپر
وچشم آسمان از رفتنش تر
برای وسعتش دنیا قفس بود
به سمت عاشقی پر زد کبوتر

***

قلندر وار از درمان گذشتند
از آب وآتش وطوفان گذشتند
کبوترهای زخمی تشنه بودند
به نام عاشقی از جان گذشتند

***

در حنجره ی زمانه تابید اصغر
هی گریه نکرد! هی ننالید اصغر
دیگر نگران نباش آرام بگیر
آسوده تر از همیشه خوابید اصغر

***

زمین از اشتیاقش کم نمی کرد
غم نان گونه اش را نم نمی کرد
غم مشک وعلمدار آتشش زد
زمانه قامتش را خم نمی کرد

محمدعلی مجاهدی

خورشید بر این تیره مغاک افتاده ست؟

یا بر سر نی ان سر پاک افتاده ست؟!

 

بر عرش نی از تلاوت او پیداست

هفتاد دو سوره روی خاک افتاده ست

منیره هاشمی

تدبیر خدا
هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد
او ماند که در کنار زینب باشد
 

سجّاد که سجّاده به او دل می‌بست
تدبیر خدا بود که در تب باشد

اسد اللّه‏ خدّامى

آن دَم که فتاد دست پیغمبرِ آب  
یک قطره عطش نبود در باور آب

 

گلهاى خدا زتشنگى پژمردند  
اى خاک تمام کربلا بر سر آب

سید حسن حسینی

عالم ، همه خاک کربلا بایدمان
پیوسته به لب ، خدا خدا بایدمان

تا پاک شود ، زمین ز ابنای یزید
همواره حسین ، مقتدا بایدمان

 

زهره موسوی

در دشت بلا قحطی ایمان شده است
هر دیو و ددی نماد انسان شده است!


مردان همه سر به نیزه ها بخشیدند
سالار زنان بی سرو سامان شده است

محمد صادق رسولی

در معرکه، تفسیر شهادت می‌کرد
در اوج عطش داشت روایت می‌کرد

 

لا حول و لا قوة الا بالله
هم مرگ به او سخت حسادت می‌کرد

***

سرشارترین شعر خدایی؛ زینب

اسطورۀ طاقت و حیایی؛ زینب

 

تو زینت نقطه‌های بسم‌الله‌ وُ

تفسیر فصیح کربلایی؛ زینب

***

آن کودک استوار را باور کن

لب‌تشنۀ بی‌قرار  را باور کن

 

تکلیف عطش برای او حتمی شد

شش‌ماهۀ روزه‌دار را باور کن

عبدالرحیم سعیدی راد

یک روز ترانه ساز خناس شدن

یک روز حماسه ساز احساس شدن
 

پس کی باید علی اکبر بودن؟

پس کی باید حضرت عباس شدن؟

 

محمدرضا سهرابی نژاد

آن نخل به خون طپیده را،می بوسید

ان مشک ز هم دریده را می بوسید

خورشید،کنار علقمه خم شده بود

دستان ز تن بریده را می بوسید!!

محمد علی مجاهدی( پروانه)

 از قهر تو ،شاهین قدر پر ریزد

وز هیبت تو ،شیر فضا بگریزد

ماند به تو کوه،اگر به رفتار اید!

دریا به تو می ماند ،اگر برخیزد!
 

 

سیّد حسن حسینی

 دریا به طلب از برهوت تو گذشت

یک قافله نعره در سکوت تو گذشت

ان روز اگر چه تشنه بودی ، امّا

صد رشته قنات در قنوت تو گذشت

مهدی فخارزاده

دفتر گل
در دفتر گل، ورق ورق گوهر بود
از اشک، سرانگشت نگاهم تَر بود

چیزی که به من توان زاری می‌داد
قنداقة خونـین عــلی‌اصغــر بــود

احد ده‌بزرگی

پیراهنی از زخم، به تن دوخته است
این رسم، ز حضرت غم آموخته است
ای سـرو تمــاشاییِ ایــمان، عبـاس!
دل، شعله به شعله، در غمت سوخته است

محمد سین امیدی

خونی که ز پیشانی او جاری شد
سرسبــزترین بهارِ بـیداری شد

آن سر که به روی نیزه‌ها گشت بلند
آیینــة روشن فــــداکاری ش‍‍‍‍‌‌ـــد

کاظم علیپور

می‌توان مانند کوهی درد بود
شام با یک قافله شب‌گرد بود

می‌‌توان چون شیر دشت کربلا
نام زینب داشت، اما مرد بود

 

قیصر امین پور

خود را چو ز نسل نور می نامیدند

رفتند و به کوی دوست آرامیدند

سیراب شدند زآن که در اوج عطش

آن حادثه را به شوق آشامیدند

***

این خاک به خون عاشقان آذین است

این است در این قبیله آیین ، این است

زاین روست که بی سوار برمی گردد

اسب تو که زین و یال آن خونین است

محمد رضا دفرانی

مفهوم بلند آفتابى عباس
از گریه کودکان کبابى عباس
از تشنگیت فرات دلخون گردید
واللَّه که آبروى آبى عباس

***

ششماهه على به دوش بابش دادند
یک جام از آن باده نابش دادند
چون با لب تشنه حاجت آب نمود
با تیر سه شعبه اى جوابش دادند

***

سر قافله شام بلایى زینب
تو شیر زن کرب و بلایى زینب

در عصرف به خون نشسته عاشورا
سرچشمه اى از صبر خدایى زینب

***

آنانکه ز کین بى پر و بالت کردند
پرپر ز جفا، گل جمالت کردند

شرمى ز نبى و فاطمه ننمودند
زیر سم اسب، پایمالت کردند

زهیر توکلی

رفتیم به ناکجا، به جایی که تو راست
گفتیم تو را به هر بهایی که تو راست
خفتیم چو برگ سبز بر آب روان
امید به خاک کربلایی که تو راست
 

***

سقا شدن و به تشنگان جان دادن
بی‌دست، شدن مشک به دندان دادن
ساقی شدن و دست به مستان دادن...
هیهات که شرح عشق نتوان دادن
 

 

رحیم زریان

رباعی های عاشورایی

در ماتم تو سحاب هم میگرید

منظومهی آفتاب هم میگرید

ای تشنهترین سلالهی کوثر عشق

از داغ تو چشم آب هم میگرید 

 

***

ای تیغ بگو که از کجا میآیی

از سمت نگاه آشنا میآیی

انگار که خون میچکد از دیدهی تو

ای تیغ مگر ز کربلا میآیی 

 

***

ستاره از نگین بر خاک افتاد

قمر از روی زین بر خاک افتاد

گل سرخی ز دامان پیمبر

برای حفظ دین بر خاک افتاد

 

***

 فدای چشم مستت یا ابالفضل

نگاه میپرستت یا ابالفضل

بده یک جرعهی ناب از می عشق

به قربان دو دستت یا ابالفضل

هادی محمد زاده

هفتاد و دو لالة شهادت باور
شولای به خون خویش رنگین، در بر
رفتند به دنبال شهادت کان‌سان
طوفان نرسد به گرد آنها دیگر

***

ای کشتة عشق! کو علی اکبر تو؟
کو دست تو، کو پای تو و کو سر تو؟
انگار فرات دیگری جاری شد
از خون گلوی نازک اصغر تو

***

یک چند به عیش و نوش خود، سرکردید
صد لاله ز باغ عشق، پرپر کردید
چون شعلة آتش جهنم شده‌است
ظلمی که بر اولاد پیمبر کردید

***

در آن ربض حرمله خیز نومید
باران عطش به خیمه‌ها می‌بارید
مولا پس از این بار نمی‌گردد وای!
از شیهة ذوالجناح باید فهمید

***

آن روز افق، اشک ز دیده می‌ریخت
درد از دل زهرای شهیده می‌ریخت
تا روز ازل، خشک نخواهد شد هان!
خونی که از آن سر بریده می‌ریخت

***

عاشورا بود و آسمان شد کفنت
لبریز ز گل‌زخم ستاره بدنت
گیرم که سر تو را به نیزه کردند
زیر سم اسب‌ها چه می‌کرد تنت!

***

هفتاد و دو آسمانی خونین بال
یاران عطش سرشت خورشید خصال
مهمان فرشتگان شدند و رفتند
آن شام فراق بود یا صبح وصال

***

مفهوم تو را مگر که فهمیده کسی؟
یا قدر تو را مگر که سنجیده کسی؟
خون می‌بارید از ابر ششماهه تو
بارانی از این دست کجا دیده کسی؟

 

عبدالرحیم سعیدی راد

خورشید گلوی تاک را می بوسید

پیراهن چاک چاک را می بوسید

انگشتر عشق را به غارت بردند

انگشت بریده خاک را می بوسید

***

خورشید چه عاشقانه پیمان می داد
در وادی طوفان بلا جان می داد

آن روز معلم شهادت چه غریب
با نای بریده درس ایمان می داد!

محمد رضا سهرابی نژاد

زنی در کسوت پیغمــــــبری بود 
اسیران را امام سروری بود
نگا هش ، ماده شیر خشمناکی
کلامش ذوالفقار حیدری بود

 

کتایون شیخی

آتش آتش ریخت بر شام سیاه
شعله های گریــــه و اندوه و آه

بی پناهی موج میزد در میان
دستهای زینب آن شب شد پناه

***

بیـــتــــاب تــر از ابـــر بهــــاری بودند
" هیهات من الــذله " جــــاری بودند

سوگند به هرچه نام آب است بر آن
این تشـنه لبان تشـنه یـــاری بودند

***

گل غنچه ای از سلاله حیدر بود
افسوس که مثل غنچه ای پرپر بود

آن ظهر عطشناک چه غوغایی کرد
آن مرد که نام کوچکش اصغر بو


 
 
دوبیتی مذهبی - ماه محرم
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠
 

ازدلم غم گرفت دوباره ماتم گرفت
ماه محرم آمد تمام عالم گرفت
*******
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود
*******
سلام من به محرم, محرم گل زهرا
به لطمه های ملائک, به ماتم گل زهرا
*******
بر سینه ی من نوشته بین الحرمین
نصف قلبم با ابالفضل،نصف دیگر با حسین
*******
دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم
بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه کنم
*******
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم



باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین
*******
محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد
*******
آبروی حسین به کهکشان می ارزد
یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست
گفتا که حسین بیش از آن می ارزد
*******
ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد
بر دل فاطمه داغ عالم شد
*******
پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟
آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است
گفتم: که چیست محرم؟
باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است
*******
با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
*******
عالم همه قطره اند و دریاست حسین
خوبان همه بنده اند و مولاست حسین
عزاداریتان مقبول



در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند
در دل هر عاشقی عباس مأوا می کند
هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین
ثبت نامش را فقط عباس امضا می کند
*******
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضاء ندارد
*******
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
*******
اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد
دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
*******
برای باغبان یاس آفریدند
علی را أشجع الناس آفریدند
وفا داری و مردی و شجاعت
یکی کردند و عباس آفریدند
*******
به یکتایی ، قسم یکتاست عباس
به مردی شهره دنیاست عباس
اگر چه زاده‌ ام‌البنین است
ولیکن مادرش زهراست عباس
*******
عالم همه محو گل رخسار حسین است
ذرات جهان درعجب از کار حسین است
دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش
یعنی که خدای تو عزادار حسین است
*******
اشکم ز هجر روی تو خوناب شد حسین
مویم ز غصه رشته ی مهتاب شد حسین
هر جا کنار آب نشستم ز داغ تو
از بس که سوختم جگرم آب شد حسین



السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن
*******
همواره تجّسم قیام است حسین (ع)
در سینة عاشقان ، پیام است حسین (ع)
در دفتر شعر ما ، ردیف است هنوز
دل چسب‌ترین شعر کلام است حسین (ع)
*******
الحق که به ما درس وفا داد حسین (ع)
هر چیز که داشت بی‌ریا داد حسین (ع)
یعنی که تأملی کنید ای یاران !
آن هستی خود زکف چرا داد حسین (ع)؟
*******
بر نیزه ، سری به نینوا مانده هنوز
خورشید ، فرا ز نیزه‌ها مانده هنوز
در باغ سپیده ، بوته بوته گل خون
از رونق دشت کربلا مانده هنوز
*******
عطری که از حوالی پرچم وزیده است
ما را به سمت مجلس آقا کشیده است
از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا
صد کوچه بازکنید محرم رسیده است
*******
کربلا دارالنعیم زینب است
کعبه خود تحت حریم زینب است
عمر زینب فخر مولا بود و بس
او به زهرا المثنی بود و بس


 
 
شعر مذهبی - مخصوص چاپ بنر
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠
 

ای شهید بی سر

حیف است که عاشق تو سر داشته باشد

 

تا خدا هست و حسینش در میان دو سرا

ناز کردن ز حسین و ناز خریدن زخدا

 

حسین جان  عرق کهنه شیراز مرا مست نکرد

چای تازه دم روضه زمین گیرم کرد

 

یا علی - التماس دعا

 


 
 
دوبیتی امام رضا علیه السلام
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ مهر ۱۳٩٠
 

سالهاست گام به گام نزدیکتان می شویم جانا

با ذکر نامتان نزدیک و نزدیکتر می شویم جانا

نام سلطان جان دهد به جسم بی جانم

با نام رضا آبرو مند در پیش جانان می شویم جانا

از دل برآمد - التماس دعا


 
 
دوبیتی امام رضا علیه السلام
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ مهر ۱۳٩٠
 

دلم می خواد آقا جون، مشهدتُ ببینم /

 با زائرات ‌کنار سقاخونت بشینم

سقاخونت آقاجون، به یاد مشک سقاست /

 اونجا فقط برای شادی قلب زهراست . . .

التماس دعا


 
 
تقدیم به شمس الشموس علیه السلام
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠
 

دلم می خواست پری زیبا داشته باشم

با آن پرواز به سوی یار داشته باشم

آهسته بالی زنم ، بروم به سوی مشهد

در دست خود کیسه ای گندم داشته باشم

 


 

از دل بر آمد - التماس دعا


 
 
جاماندیم
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ مهر ۱۳٩٠
 

آنان که عشق را سر لوحه خود قرار دادند

باشد که عشق پایدارشان کند

ان شاالله

 

در دیاری آشفته و نابسامان ماندیم

حیف است ، ولی به عشق جانان ماندیم

کمکی کن ، قسمتی کن، دعوتی کن آقا

ما برای جان سپردن در ره تو ماندیم!

 

از دل برآمد - التماس دعا


 
 
به نام عشق
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠
 

عشق است به آسمان پریدن

عشق است و به کربلا رسیدن

عشق است و شور و ناله و شین

عشق است ز ارباب بوسه چیدن

از دل برآمد - التماس دعا


 
 
ای علمدار
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠
 

آن نخل به خون تپیده را می بوسید

آن مشک ز هم دریده را می بوسید

خورشید، کنار علقمه خم شده بود

دستانِ ز تن بریده را می بوسید

یا علی - التماس دعا


 
 
ای شهدا
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠
 

شـما حماسه سرودید و ما به نام شما

       فقط تــرانه ســرودیم، نـان درآوردیـــــم

بـــرای ایــن‌کــه بگوییــم با شما بودیـم

       چقـــدر از خـــودمان داستـان درآوردیـم

و آبــــــهای جــهان تا از آسیـــاب افتـاد

       قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم ...


 
 
یا حضرت زهرا سلام الله
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ مهر ۱۳٩٠
 

کشی از سینه آهی گاهگاهی


روی در خانه راهی، گاهگاهی


مپوشان رخ ز روی محرم خود


به سویم کن نگاهی، گاهگاهی

 

التماس دعا


 
 
دوبیتی شهدا
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ مهر ۱۳٩٠
 

فرزند شهید

چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده است

 چشم‌های پاکش اما خیره بر در مانده است

روی دیوار اتاق کوچک تنهایی‌اش

 عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . . .


 
 
حسینیه ی غم
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠
 

اینجاست که قلوبمان ، تپش می افتند

اینجاست که ملک همه ، به فرش می افتند

اینجاست همان ماتم کده ی دلهامان

اینجاست که مافات به عقب می افتند

 

اینجاست که سر از پا نشناسیم

در هروله و شور فلک نشناسیم

 

از دل برآمد - التماس دعا


 
 
خسران زدگان - دوبیتی
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠
 

خسران زده ی کرب و بلایش هستیم

ما در به دران  نیم نگاهش هستیم

گرچه قسمت نشده کرب و بلایش بر ما

بیچاره گرد و غبار حرمش ما هستیم

 

از دل بر آمد - التماس دعا


 
 
دوبیتی - شیرینی وصال
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠
 

ما در به در شیرینی وصال می باشیم

ما در کوی یار بی قرار می باشیم

ما بر لبمان اسمی اعظم داریم

ما در زیر سایه ی لطف حسین می باشیم

 

از دل بر آمد - التماس دعا

 


 
 
هفته دفاع مقدس
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٠
 

ای شهید جای تو اینجا خالیست

ای شهید نامت هم اینجا خالیست

آنان که مدعی بر عشق شما بودند

هنوز که هنوز است جای سنگ قبرتان خالیست

 

 از دل برآمد- التماس دعا


 
 
 
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٠
 

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

یعنی شود که قسمت ما کربلا کنند


 
 
ای شهید
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠
 

کاش در زیر خاک نفسی بزنی

تلنگری به کسی در قفسی بزنی

کاش ظرف شهادت پر می شد

کاش برایش قمقمه و پلاکی بزنی

 

از دل بر آمد - التماس دعا


 
 
لعل لب
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠
 

امشب دلم بیاد شهیدی گرفته است

مست است و باده ز لب شهیدی چشیده است

لبش طعمی شیرین تر از عسل دارد

چون لعل لب  سالار شهیدان گرفته است

 

از دل برآمد-التماس دعا


 
 
دوبیتی عید سعید فطر
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠
 

روز آخر چقدر عرفانیست

چشمهایم عجیب بارانیست

عطر جنت تمام شد، افسوس

آخرین لحظه های مهمانیست


 
 
یا حسن ابن علی علیه السلام
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠
 

می دانستم که نیت نداشتی مرا آتش زنی

الحمدلله که مهر کریم را بر دلم انداخته ای

 

التماس دعا


 
 
دوبیتی زیبا امام حسن مجتبی
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٠
 

دوبیتی زیبا :

 

در جود و کرم دست خدا هست حسن(ع)

 

دست همه را وقت عطا بست حسن(ع)

 

نــومــیـــد نـــگـــردد کـسـی از درگـــه او

 

زیـرا کـه کـریم اهل بیت است حسن(ع)

 


 
 
یا حسن ابن علی علیه السلام
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٠
 

ما ریزه خوار توایم یا حسن ابن علی

دوبیتی زیبا :

کریمترین کریم  ، ز طایفه ی کریمان آمده است

مَهی ز خورشید و فلک و آسمان آمده است

زمین و زمان را ستـــاره باران کنید و چون

کریم دنیا و عقبا ،حُســنی از آل طاها  آمده است


 
 
دوبیتی زیبا
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠
 

التماس دعا

اگر امشب به معشوقت رسیدی

خدا را در میان اشک دیدی

کمی هم پیش او یادی زما کن

بیا و پیش او ما را دعا کن


 
 
امشب فقط برای شما بود یا ام المصائب
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠
 

ای معنی صبر و استقامت زینب

ای پاسدار از خون امامت زینب


 
 
عشق برای تو
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠
 

جسم تو کامل است، ناقص نیست
می‌دهد عطر یک بغل گل یاس


دستت اما حکایتی دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!


 
 
کرب و بلا
نویسنده : جا مــــانده - ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠
 

تا کرب و بلا هست زمین را عشق است

مجنون حسینیم همین را عشق است

 

تا بوده همین بوده و تا هست همین است

عشق حسین ابن علی بر تو نگین است

 

برای عزیز دل علی توکلی