شهادت امام رضا علیه السلام - محمد سهرابی

مرد  سماوات زمین خورده است

کعبۀ  حاجات زمین خورده است

سلسله  جنبان خدا دوستان

لرزه  گرفته است چرا دوستان؟

حبّۀ  انگور چه با تاک کرد؟

مستی ما را ز چه در خاک کرد؟

برق چرا  خانۀ الله سوخت؟

وز همه  حجاج حرم ، راه سوخت

حضرت  خورشید ز خود شسته دست

حجرۀ  توحید به حجره نشست

وای از  این موی پریشان شده

روایت  سلسله جنبان شده

رنگ خدا  را ز چه نشناختند؟

قافیه  را مثل حنا باختند

چند قدم  رفت و زمین گیر شد

از سفر  این مه به صفر سیر شد

جان دو  عالم به لبش جان رسید

لرزه ز  زانو لب و دندان رسید

زلف شد  و پیچ شد و تاب شد

قامت او  طاقی ز محراب شد

رفت و  ملاقات ، ور افتاده بوده

کوه خدا  از کمر افتاده بود

خالی از  اندیشۀ محراب ها

چفت شد  و بسته شد از باب ها

در کف  دستش دل خود را گرفت

دل که نگو، حاصل خود را گرفت

نم نمک،  از گریه چو لبریز شد

ای پسرم  گفت لبش خود به خود

این پسر  کیست که ماه آمده؟

یا که  به خورشید گواه آمده

او جگر  مرد جگر دار ماست

او پسر  دلبر عیّار ماست

آمده لب  ترکند از جام او

گریه  کند بر غم فرجام او

غسل  کرامت به دستان اوست

دفن  بلّیات به دستان اوست

سر به  سر از درد چه حالی شده؟

جان پدر  نعل سوالی شده

بر سر  دامن سر بابا گرفت

باز  گریزی به فغان پا گرفت

روز  حسین از همه جا سخت تر

اکبر  لیلا شده خوش بخت تر

دامن  خورشید به بر ماه داشت

بنده به  بالین خود الله داشت

/ 1 نظر / 5 بازدید
ماسوله کویر

سلام من یک پس در مورد عزاداری امام حسین تو شهرمون فکر کنم خوشتون بیاد